تو از تبار بهاری، در تنت، هزار جوانه به رویش نشستهاند، هزار جویبار در اندیشهات جریان گرفته است.
تو با زبان قلم آشنایی، تو با واژهها، به گلچینیِ حقیقت میروی.
دست در دست کلمات، پا به پای پرسشها، کوچه گرد ناشناخته عالم میشوی؛ گاهی در قعر زمین، گاهی در کهکشان. امروز روز توست.
سرزمین علم و آزادگی، صلابت قدمهایت را میطلبد.
امروز روز توست. «دانشجو»! در تاریک خانههای میهن، فانوس دانایی بیاویز.
روزت مبارک!
برچسب:
نویسنده: نگار رفیعی
برچسب:
نویسنده: نگار رفیعی
برچسب:
نویسنده: نگار رفیعی
با آرزوی زمستانی پر برکت و پر برف یلدایی نیکو و به یادماندنی برای شما از پروردگار منان خواهانم یلدا مبارک
برچسب:
نویسنده: نگار رفیعی
برچسب:
نویسنده: نگار رفیعی
برچسب:
نویسنده: نگار رفیعی
برچسب:
نویسنده: نگار رفیعی
برچسب:
نویسنده: نگار رفیعی
پدر مرا ببخش
مرا ببخش که هرگز برای نبودت جلوی دیگران اشک نریختم که نکند دلشان بگیرد
مرا ببخش که عشقت به تو را پنهان کردم تا نخواهند دیگران ناراحت شوند
مرا ببخش که دلتنگیهایم برایت را پنهان کردم تا دیگران نفهمند و غم و غصه بخورند
مرا ببخش
اما من دوستت دارم
روزت مبارک فرشته قلب من
ای کاش کنارم بودی همین یک شب را
شادی روح تمامی پدران رفته صلوات
برچسب:
نویسنده: نگار رفیعی
دوباره فصل غم اومد ماه اشک و شبنم اومد شهر ما مشکی به تن کرد عاشقا محرم اومد
برچسب:
نویسنده: نگار رفیعی
برچسب:
نویسنده: نگار رفیعی
برچسب:
نویسنده: نگار رفیعی
برچسب:
نویسنده: نگار رفیعی